توصيف وضعيت موجود :
چند سالي است كه در مقطع ابتدايي تدريس مي كنم در اين مدت كلاس درس من مانند اكثر كلاس هاي ديگر چندان پرنشاط و فعال نبوده است . طبق روال معمول يادگيري بيشتر در محيط كلاس خلاصه شده و مفاهيم به طور انتزاعي تدريس مي شد . البته در سال هاي اخير حركت هايي در اين زمينه انجام شده بود با اين حال اين وضعيت چندان براي من و دانش آموزان مطلوب نبود.تصميم گرفتم تحولي در كار ايجاد كرده و كلاس را از شكل سنتي خود خارج نموده و به يك كلاس قعال و پرنشاط تبديل نمايم .به همين منظور اولين حركت را از خود دانش آموزان شروع كردم .موضوع را با آنها در ميان گذاشتم و آنها قبول كردند كه كلاس فعال نيست و از چهره آنها معلوم بود كه در اين زمينه علاقمند هستند به همين دليل سؤالي را مطرح كردم : چرا به فعاليت هاي كلاسي توجه و علاقه زيادي نداريد؟شور و حال در ميان دانش آموزان به وجود آمد .بعضي از آنها با يكديگر بحث مي كردند ،بعضي ديگر سريع نظرات خود را بيان كردند .سعي نمودم با هدايت بحث و كنترل كلاس پاسخ هاي آنها را جمع آوري نمايم .
گردآوري اطلاعات (شواهد 1):
بسياري از معلمان توجه چنداني به اين فعاليت ها ندارند .
اين فعاليت ها مانع درس خواندن مي شود.
امكانات كافي جهت انجام اين فعاليت ها موجود نيست .
والدين كمتر با دانش آموزان همكاري مي كنند .
والدين بيشتر به فعاليت هاي نوشتاري توجه دارند .
بيشتر مطالب مهم را يادداشت كرده و سعي نمودم از منابع آگاه ديگري بهره ببرم .
گردآوري اطلاعات (شواهد 2) :
براي اينكه بتوانم براي سؤالي كه مطرح كرده بودم اطلاعات دقيق تري به دست آورم، در ابتداي سال تحصيلي با همكاري مدير دبستان يك جلسه ي توجيهي با والدين ترتيب دادم و با نظراتشان آشنا شده و آنها را از اهميت موضوع و تاثير فعاليت هاي خارج از كلاس در روند يادگيري فرزندانشان آگاه ساختم كه با استقبال خوبي روبرو شدم .در جلسات شوراي معلمان و در ساعت هاي تفريح با همكاران بحث و تبادل نظر نمودم همه آنها بر تأثير فراوان فعاليت هاي خارج از كلاس در يادگيري دانش آموزان اذعان داشتند .
به مدارس قبلي خود رفته و تحقيقاتي از همكاران ديگر به عمل آوردم . در ادامه جزوات و انواع كتاب ها به ويژه كتب روان شناسي را مطالعه نمودم و از نظرات همكاران ،محققان و دانشمندان بالاخص ژان پياژه روان شناس معروف و كارپلاس فيزيكداني كه در تدوين برنامه ي علوم دوره ابتدايي شركت داشته آشنا شدم كه اكثرا“ يادگيري همراه با كسب تجربه مستقيم را تأييد نمودند .البته همكاراني هم بودند كه تمايلي در اين زمينه نداشته و به همان شيوه ي سنتي عمل كرده و كمتر به فعاليت ها و تجارب مستقيم اهميت مي دادند .
تجزيه و تحليل اطلاعات :
پس از مطالعه و بررسي هاي به عمل آمده در پايه هاي مختلف ملاحظه نمودم عدم توجه به اين فعاليت ها و كمرنگ جلوه دادن آنها تأثير بسزايي در روند يادگيري دانش آموزان داشته است به همين منظور راه هاي متعدد و روش هاي مناسب و درست انجام اينگونه فعاليت ها فهرست گرديد.
خلاصه ي يافته هاي حاصل از اين تجزيه و تحليل به شرح زير است :
سنتي عمل كردن بعضي از همكاران .
عدم آشنايي و توانايي و فرصت كافي در مداخله تعليم و تربيت كودكان از جانب والدين در منزل .
عدم توانايي و انگيزه پايين بعضي والدين در تهيه ي بعضي از وسائل .
تبديل شدن اين فعاليت ها به تكليف شب والدين .
بي توجهي به اهميت اين فعاليت ها از طرف برخي همكاران .
كمبود يك سري امكانات اوليه در مدارس .
عدم آشنايي و انگيزه پايين بعضي همكاران در ارائه فعاليت هاي خارج از كلاس .
نداشتن طرح درس و برنامه ي آموزشي در ارائه فعاليت هاي خارج از كلاس
بعضي والدين تعليم و تربيت را وظيفه ي مدارس و معلمان مي دانندو خود را از مسائل آموزشي كنار مي كشند.
عدم توجه بعضي والدين به اوقات فراغت فرزندان .
توجه به محفوظات و مسائل انتزاعي و عدم توجه به مسائل عيني و تجربي .
متناسب نبودن بعضي فعاليت ها با توانايي دانش آموزان كه اين امر انگيزه آنها را كمرنگ مي كند .
اصول و مباني فعاليت هاي خارج از كلاس :
استمرار و حركت فرايند به طرف آموزش دانش آموز محوري به جاي معلم يا مربي محوري .
افزايش اين استنباط كه ماهيت تعليم و تربيت خيلي با ارزش تر از تدريس حقايق و اصول مي باشد به عبارت ديگر فرايندهاي يادگيري مهم تر از محتواي برنامه هاي درسي است
افزايش بينش وآگاهي نسبت به غير طبيعي بودن و بازدهي پايين روش هاي سنتي در بين همكاران .
تجهيز امكانات و وسائل كمك آموزشي مدارس جهت بهبود و تسريع در آموزش .
ارائه فعاليت هايي كه در حد توانايي و معلومات عمومي فراگيران بوده و به عوض دلسردي ايجاد انگيزه ي مضاعف در آنها شود .
ارائه طرح درس و برنامه ي هدفمند از جانب همكاران كه آنها را در جهت رسيدن به اهداف يادگيري كمك كند .
افزايش بينش همكاران نسبت به اثربخشي روش هاي دانش آموز محوري .
افزايش درك اهميت توانمندي هاي كلي مرتبط با زندگي واقعي و تبديل مهارت هاي ذهني در فراگيران .
افزايش بينش و آگاهي والدين نسبت به اثربخشي و اعتبار فعاليت هاي خارج از كلاس در روند يادگيري و سهيم شدن آنها در جريان تعليم و تربيت كودكان.
يادگيري منحصر به كلاس نيست بلكه كودك و نوجوان را در هر محيطي كه سازنده خلق و خوي آنهاست بايد جستجو كرد .
ارزشيابي از اين فعاليت ها بايد بر مبناي كمي و كيفي و خلاقيتي كه در آنها بكاررفته صورت پذيرد.
+ نوشته شده توسط ایوب در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 و ساعت
20:29 |